السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

509

تفسير الميزان ( فارسي )

كه بر سر دشمن خود چه ها آورده‌اند ؟ اينجاست كه هر شخص فهميده اى به رسوايى قرار داد بروكسل پى برده مىفهمد كه اين قرارداد و آن همه تبليغات جز يك بازى سياسى و گرفتن برده به صورت لغو بردگى چيز ديگرى نبود ، و اگر اسلام بردگى اسراى جنگى را امضاء فرمود ايشان نيز عملا آن را امضاء كرده‌اند ، چيزى كه هست از تلفظ اسم آن جلوگيرى نموده‌اند . و اما بردگى از راه ولايت و به فروش رساندن فرزندان بدست پدران را گر چه ايشان اسما و رسما آن را منع كرده‌اند ليكن چندين قرن قبل از منعشان اسلام آن را منع فرموده بود . اما برده گيرى از راه غلبه و قلدرى كه اسلام اين را نيز منع نموده و ليكن غربيها نه ، گر چه اينها نيز بر منع از آن اتفاق نموده‌اند و ليكن اين منعشان نظير همان منع از بردگى اسراى جنگى تنها حرف است و از مرحله حرف نگذاشته و عمل نمىكنند ؟ ! خواننده محترم مىتواند جواب اين سؤال را از مطالعه و مرور به تاريخ و سرگذشت مستعمرات آسيايى و آفريقايى و آمريكايى اروپائيان و فجايعى كه در آن مستعمرات مرتكب شدند و خونهايى كه ريختند و نواميسى كه هتك نمودند و اموالى كه به غارت بردند و تحكمهايى كه كردند بدست آورد . زيرا اين فجايع و جنايات يكى و صدتا و هزار تا و خلاصه شمردنى نيست . عجب ! ! ما چرا خواننده را بجايى حواله دهيم كه شايد به نظرش دور و دراز باشد ؟ براى صدق گفتار ما كافى است كه خواننده عزيز تنها در شكنجه و خون دلهايى كه مردم الجزاير از ملت متمدن ! ! ! فرانسه در عرض چند سال ديد دقت نمايد و نفوسى كه به دست اين جانور درنده به خون آغشته گشته و شهرهايى كه در زير آتش گلوله هايش ويران شده و شدائدى كه مردم بى گناهش از آنها ديده‌اند از نظر بگذراند و بر اين تمدن نفرين فرستد و همچنين ظلم و بيدادى كه ملت عرب از انگليسيها و ملت سودان و سرخ پوستان آمريكا و اروپاى شرقى از اتحاد جماهير شوروى و ستمهايى كه خود ما از دست همينها ديده‌ايم به ياد آورده بر اين آدمخواران قرن بيستم نفرين كند . دردناكتر از همه اين است كه اين جنايات را به اسم خيرخواهى و بشر دوستى مرتكب مىشوند و حال آنكه اين همان برده گيرى است كه به ظاهر از آن بيزارى مىجستند . پس از آنچه كه در اين فصول ده گانه گذشت معلوم شد كه غربيها نيز با همه آن هو و جنجالهايى كه عليه روش اسلام به راه انداختند ، در مرحله عمل همان رفتار اسلام را اتخاذ مىنمايند و در موقع وجود سبب يعنى هجوم دشمنى كه در صدد ويران ساختن بناى مجتمع و هدم انسانيت است از چنين دشمنى حريت را سلب كرده و مىكنند ، و نمىتوانند نكنند ، زيرا